امروزه رسد مقصد، آن بار که کج باشد بفروش حقیقت را ، رو پیرو باطل شو تا چند کنی سینه ، چاک از بر این و آن هر سوی که باد آمد آن سو متمایل شو در کشمکش دنیا ، هی شل کن و سفتش کن گه ساده شو و گاهی ، پیچیده و مشکل شو گر اذن دخولت نیست در انجمن خوبان دلگیر مشو هالو تو سر زده داخل شو

باز....

 

حال من دست خودم نیست ، دیگه آروم نمی گیرم
دلم از کسی‌ گرفته که می‌خوام براش بمیرم

باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه‌ های غم‌ انگیز جدایی

باز لحظه‌ های ناگزیر دل‌ بریدن
بازم اول راه و حس تلخ نرسیدن

پای دنیای تو موندم ، مثل عاشق های عالم
تا منو ببخشی آخر ، تا دلت بسوزه کم کم

مثل آینه رو به رومه ، حس با تو بودن من
دارم از دست تو میرم ، عاشقی کن ، منو نشکن