خیام ...
افسوس که نامه ی جوانی طی شد
وان تازه بهار زندگانی دی شد
وان مرغ طرب که نام او بود شباب
ندانم که کی آمدکی شد
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۸/۰۴ ساعت 12:50 توسط ashegh hovida