بازيچه پرستي ...
ما مرغ اسيريم و پريدن هوس ما
تنهايي دوران همه جا پيش و پس ما
قلبي نشكستيم و جفايي ننموديم
هر لحظه ولي جور و جفا ، هم نفس ما
در بغض ترك خوردهء ما عشق نهان است
ماييم و همين مهر و وفا ، دادرس ما
افسانهء بودن همه را صحبت عشق است
اين كفر پرستي نبود خار و خس ما
بر شب شده گان نغمهء بيدار نخوانيد
صبحيم و همين روشني روز ، بس ما
دل از ورق آينه اسرار خدا گفت
گنج ازلي خفته ز خاك نفس ما
در گردش اين كون و مكان راز بزرگي ست
درياب ، كه بازيچه پرستي قفس ما
ما در ره معشوق سر و جان نشناسيم
اين بي سر و پايي همه جا خويش وكس ما
پرواز امير از پي آهنگ خدا بود
ما مرغ اسيريم و پريدن هوس ما
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۸/۰۵ ساعت 21:10 توسط ashegh hovida