بهار عمر می گردد خزان آهسته آهسته

به مقصد می رسد این کاروان آهسته آهسته

فریب خوان الوان جهان هرگز مخور جانا

که مهمان کش بود این میزبان آهسته آهسته

به بالا نشینی ها مناز ای سرو

که چرخ دون کشد از زیر پایت نردبان
آهسته آهسته

به زیبایی ها مناز ای گل که چون تو

بسی پرورد و چید این باغبان
آهسته آهسته

کتاب زندگی افسانه ای شیرین بود اما ؟

به پایان می رسد هر داستان
آهسته آهسته