جرجیس-علیه السلام- نام پیغمبری است از اهل فلسطین که پس از حضرت عیسی بن مریم-علیه السلام- به پیغمبری مبعوث گردیده است. . ابن بابویه و قطب راوندی از ابن عباس روایت کرده‌اند، که حق تعالی، جرجیس را پیامبر گردانید و او را به سوی پادشاهی که در شام بود (به نام داذانه)فرستاد.

سرگذشت:


جرجیس پس از پیامبری به سوی شاه شتافت و او را از بت پرستی نهی کرد.شاه چون چنین دید دستور داد او را به زندان برند و وی را شکنجه بسیار کردند و به روایتی وی را چهار بار کشتند اما به فرمان الهی زنده می شد . جرجیس هفت سال به دعوت پرداخت، و مکرٌر به عذاب و شکنجه شاه دچار گردید، و سی چهار هزارتن از اهالی موصل از جمله همسر شاه به او ایمان آوردند.سرانجام او و همگی مومنان را کشتند و خداوند به آن قوم غضب نمود و به آتش قهر خود شهرشان و هر که در آن بود را سوزاند.

 

 عطار می نویسد:

«او را زنده در آتش انداختند، گوشتهایش را با شانۀ آهنین تکه تکه کردند و چرخی را که تیغهای آهنین به آن نصب کرده بودند از روی بدنش گذراندند اما با آنکه سه بار او را کشتند هر سه بار زنده شد و سرانجام هم نمرد تا آنکه دشمنانش به آتشی که از آسمان فرستاده شد هلاک شدند .

 

جرجیس به عنوان ضرب المثل:


روباهی مرغی به دندان گرفت تا آن را بخورد. مرغ برای آخرین درخواست از او می‌خواهد که قبل از خوردن او نام یکی از پیامبران را به زبان آورد. روباه هم که می‌دانست با آوردن نام دهانش باز و مرغ را از کف می‌دهد، نام جرجیس را بر زبان می‌آورد تا هم به خواسته مرغ عمل کرده باشد و هم دهانش بسته بماند. بر این اساس ضرب المثلی به وجود آمد تحت این عنوان که فلانی بین این همه پیامبر جرجیس را انتخاب کرده‌است و به زرنگی یک شخص در انجام یک عمل اشاره دارد