حضرت على -علیه السلام -كتابى به نام «مصحف فاطمه» نوشته است.

 این كتاب به خط حضرت على(ع) است و محتواى آن القائات غیبى است كه توسط جبرئیل بر دل حضرت زهرا(س) نازل گشته است.

حمادبن عثمان مي گويد:

               از امام صادق (عليه السلام) شنيدم فرمود : در سال 128 مخالفان مذهب و دعوت كنندگان به باطل اعلام وجود خواهند كرد. اين موضوع را در مصحف فاطمه (سلام الله عليها) ديدم .

پرسيدم : مصحف فاطمه چيست ؟

                    فرمود : با فوت رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم) غم و اندوه فراوان فاطمه را فرا گرفت كه اندازه آن را خدا مي داند . به همين جهت خداوند فرشته اي را نزد فاطمه فرستاد تا با هم سخن شدن با وي غم و اندوهش زدوده شود . فاطمه (سلام الله عليها)  جريان را به علي (عليه السلام) گزارش كرد علي (عليه السلام) فرمود : هر وقت آمدنش را احساس نمودي و صدايش را شنيدي به من خبر بده. فاطمه آمدن فرشته را به علي(عليه السلام) خبر داد. علي(عليه السلام) آنچه را مي شنيد مي نوشت تا در نهايت همانند كتابي كامل گرديد.

 سپس امام صادق(عليه السلام) فرمود : در اين كتاب ازحلال و حرام چيزي نيست ؛ بلكه آنچه در آن ديده مي شود دانش و آگاهي از حوادث و اخبار آينده است.

الكافي ، ج‏1 ،  ص: 240

اهل تسنن از ديرباز اشكال مي‌كنند كه چگونه ممكن است كه ملائكه با غير پيامبر صحبت كند ، آيا اين مطلب با خاتميت پيامبر در تعارض نيست ؟

آلوسي مفسر بزرگ اهل سنت بعد از نقل روايتي در همين باره مي‌گويد :

 

 ( إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون‏ ) * ( فصلت : 30 )


روايات بسياري وارد شده كه صحابه ملائكه را مي‌ديدند و سخن آنان مي‌شنيدند .

براي اثبات آن ، اين دليل كافي است كه خداوند كريم فرموده است : « بى‏ترديد كسانى كه گفتند : پروردگار ما خدا است سپس [ در ميدان عمل بر اين حقيقت ‏] استقامت ورزيدند ، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند [ و مى‏گويند : ] مترسيد و اندوهگين نباشيد شما را به بهشتى كه وعده داده شده ايد ، بشارت باد . » اين آيه ثابت مي‌كند كه ملائكه بر غير انبياء در دنيا نازل مي‌شوند و با آن‌ها سخن مي‌گويند ، و كسي هم نگفته است كه اين سخن گفتن مستلزم نبوت است و ازطرفي اين گفتگو از قبيل مرگ است و فايده اي ندارد .

تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 22 - ص 40 .

منبع