بعد از آنكه حضرت نوح از كشتى فرود آمد، شیطان به حضورش آمد و گفت : ترا بر من حق و نعمتى است مى خواهم شكر نعمت ترا بجا آورده و عوض حق ترا بدهم ! فرمود: من اكراه دارم بر تو حقى داشته باشم و تو جزاى حق مرا بدهى ، بگو آنچه حق است ؟ گفت : من چقدر باید زحمت بكشم تا یك نفر را گمراه كنم ، تو نفرین كردى و همه به نفرین تو هلاك شدند، حال من فعلا در آسایشم تا خلق دیگر به دنیا آیند و به تكلیف رسند تا آنها را به معاصى دعوت كنم !! الان به جهت اداى حق تو را نصیحت مى كن

از سه خصلت احتراز كن :

 اول تكبر نكن كه من به واسطه آن بر پدر تو آدم سجده نكردم و از درگاه ربوبى رانده شدم .

 دوم از حرص بپرهیز؛ كه آدم به واسطه آن از گندم خورد و از بهشت محروم گردید. 

سوم ازحسد احتراز كن كه به واسطه آن قابیل برادر خود هابیل را كشت و به عذاب الهى هلاك شد