از من دلشده دیوانه ترى نیست كه نیست
باید این بار، به حالِ دلِ دیوانه گریست
یاد باد آنهمه پندار كه در سر مى رفت
كاین دل فارغ من تا ابد از عشق بریست
عهد كردم نشوم عاشق و مجنون كسى
لاف مردانه كه گوید سخن مرد یكیست
ز زنیّت شده ام مسخره لاف زنان
حرف بیهوده زدم، دامنم از عُذر تُهیست
امشب این قصه عشقم بنویسید به زر
هركه دانست، بداند حذرى دیگر نیست
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۲/۱۷ ساعت 12:5 توسط ashegh hovida